سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

89

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى)

باشند و ايندو نيز يك‌حرفى و دوحرفى هستند لاجرم همچون حروف مبنى مىباشند . اعتراض و جواب از آن ممكنست در مقام اعتراض گفته شود : قبول نداريم هراسم يك‌حرفى يا دوحرفى مبنى باشد و علّت بنائش را شباهت وضعى بحروف بدانيم زيرا اينحكم در برخى كلمات مانند : دم ( خون ) و يد ( دست ) تخلّف دارد و بدين‌ترتيب نمىتوان براى آن كلّيّت قائل شد و وقتى كلّى نبود از آن به صورت قاعده ياد كردن صحيح نيست . شارح در جواب از اين اعتراض مىگويد : حكمى كه ذكر شد و در طىّ آن گفتيم شباهت وضعى اسم بحروف آن را مبنى مىنمايد قاعده كلّى است يعنى به اين قاعده ملتزم هستيم كه هراسم يك يا دوحرفى بايد مبنى باشد و امّا دو كلمه « يد » و « دم » موجب رفع يد از حكم نخواهند شد چه آنكه اصل ايندو كلمه سه‌حرفى است يعنى اصل « يد » يدى و اصل « دم » دمى بوده است و چون ضمّه بر « يا » ثقيل بود آن را حذف نموده التقاء ساكنين بين ياء و تنوين شد از اينرو « ياء » را در ايندو حذف كردند ، پس قاعده‌اى كه ذكر شد بجاى خود محفوظ است . مؤلّف گويد : از شواهد و ادلّه‌اى كه اصل ايندو كلمه سه‌حرفى بوده آنكه در تثنيه ايندو گفته مىشود : يديان و دميان . چنانچه در جمعشان نيز ايدى و دماء مىگويند . سپس مصنّف مىگويد : و ديگر از اقسام شباهت مدنى كه اسم را مبنى مىنمايد شباهت معنوى است چنانچه در « متى » و « هنا » اين شباهت وجود دارد .